1.«آبراهام لینکلن» در سال 1846 به کنگره راه یافت و «جان اف کندی» در سال 1946
».2لینکلن»
در سال 1860 به ریاستجمهوری انتخاب شد و «کندی» در سال 1960 .
3. هر دو
جانشینی به نام «جانسون» داشتند: «اندرو جانسون» که جانشین «لینکلن» شد، در سال
1808 به دنیا آمده بود و «لیندون جانسون» که برجای «کندی» نشست، در سال 1908 .
4.هر دو رئیسجمهور
پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند.
5.هر دو رئیسجمهور
در یک روز جمعه کشته شدند و هردو به ضرب گلولهای که به سرشان اصابت کرد.
6.منشی
«لینکلن»، «کندی» نام داشت و منشی «کندی»، «لینکلن».
7.هر دو رئیسجمهور
بهخصوص بر حقوق مدنی تاکید داشتهاند .
.8هر دو به
دست فردی از اهالی جنوب آمریکا کشته شدند .
».9جان ویلکس
بوث» که «لینکلن» را به قتل رساند، متولد سال 1839 بود و «لیهاروی اوسوالد» که به
زندگی «کندی» پایان داد، متولد 1939
.10هر دو
قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر دو اسم از 15 حرف تشکیل شده بود و هر دو پیش از
آغاز محاکمهشان به قتل رسیدند.
».11لینکلن»
در تئاتری به نام «فورد» به قتل رسید و «کندی» در اتومبیلی بهنام »لینکلن»،
ساخته شده در کارخانه «فورد.«
».12لینکلن»
در یک تئاتر کشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد.«کندی»
از انباری هدف قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد
.13«لینکلن» یک
هفته پیش از مرگ خود در شهر «مونرو» در «مریلند» به سر میبرد و «کندی»
اوقات خود را با هنرپیشهای به نام «مریلین مونرو» میگذراند.
آیا می دانید بخش جدیدی از پلک است که مطالبی خواندنی برای شما را به همراه دارد.
آیا می دانید؟؟؟؟!

۱)یویو در اصل یک سلاح جنگی بوده که فیلیپینی ها از آن استفاده می کردند!!
۲)اعلامیه استقلال آمریکا بر روی کاغذهای ساخته شده با برگ حشیش نوشته شده!!
منتظر آیا می دانید های بعدی باشید.

از آنجايي که ھر کشور و ملتي نشانه و سمبولي ويژه از خود دارند.ايرانیان يکي از کھن ترين مردماني ھستند که سمبولي بسیارشگفت انگیز و
سراسر از دانش و فرھنگ و خرد از خود به جاي گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاري از ما ايرانیان از آن نا آگاه ھستیم . اين نشان " فره وشي" يا " فروھرتاريخچه ایی دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است.افروھر به پیش از زايش زرتشت باز می گردد.
تک تک اين نشان داراي مفھوم دانشي نھفته است . اينک به تشريح اين نشان ملي در ادمه مطلب مي پردازيم.
خدا در شبی تاريک و درصحرائِی خلوت باپيغمبرش يعقوب کشتی مِی گيرد ، بااين که اين کشتی تا سپيده دم ادامه مي يابد موفق به زمين زدن او نمي شود:.....
پس يعقوب دو زوجه خود و دو کنيزش ويازده پسرش راهمراه باهمه مايملکش ازمعبر يربوق عبور داد ، ولِی دراين موقع بامرد ناشناسی در بيابان روبرو شد که تا طلوع فجربا وِی کشتی گرفت و چون ديد که بريعقوب غلبه نمايد لگدِی به ران او زدکه آنراازحرکت بازداشت ، پس بدوگفت مرا رها کن زيرا که فجرمي شکافد، اما يعقوب گفت تا مرا برکت ندهِی رهايت نکنم . مرد ازوِی پرسيد نام تو چيست ؟ پاسخ داد يعقوب . گفت:ني، ازاين پس نام تو يعقوب خوانده نشود بلکه اسرائيل خوانده شود ، زيرا که خدا مجاهده کردِی و نصرت يافتی . و يعقوب بدوگفت اکنون تو نيز مرا از نام خود آگاه ساز . آن مرد جواب داد : چرا اسم مرا مي پرسِی ؟ و او رادر آنجا برکت داد .ويعقوب آن مکان را فنوئيل ناميد زيرا که در آنجا خدارا از روبروديده بود ، و چون ازفنوئيل گذشت آفتاب بر وِی طلوع کرد وبر ران خود مي لنگيد. ازاين سبب است که بنِی اسرائيل تا به امروز عرق النساء را که عضله ران است نمي خورند ، زيرا خدا ران يعقوب را در عرق النساءلمس کرده بود.
(تورات.سفر پیدایش، باب سی ودوم،22_32)